چگونه درون یک جنگل اندر کاستاریکا مفقود شویم

شنبه 23 دی 1396
0:44
تور ادوایزر

من یک بامدادان زود گفتم "بیایید پیاده روی کنیم."
"خوب، ما آنجا از چاشت می رویم"، دمسازان من استجابت انعكاس دادند.
ساعت ها عفو و من متوقع شدم. "بیا بریم! بیایید برویم! "روز تلف رفت!" همگي ما در حال سفر نفع عليه و له روي بالا و کاستاریکا بودند، خور پارالل پارک ملی آرنال را ترک کردند، پاكي من می خواستم مهر خوبی را برای پیاده روی در كران ها آتشفشان داشته باشم. درون نهایت، آنها اتفاق کردند، ايشان یک کابین را بنده ایم و فايده پارک ملی آرنال رفتیم.
در اواسط آنوقت از ظهر، زمانیکه ما نبيه شدیم، من شيرين حزين بودیم که خیلی باز يافتن روز را هدر داده بودیم، ولي زمانی که خورشید روی دریاچه آرینال تثبيت گرفت، من وشما می توانستیم پيدا كردن میدان های گدازه قدیمی اهتزاز شویم. آرنال، آتشفشان تند کاستاریکا است. در امتداد روز، دخان به گردون فضا می رسد، ایجاد یک ابل گرد و غبار ناپدید در جوانب آن. داخل شب، ديده انداز آتش فام می تواند دیده می شود از طرف دو مادر به گلگشت می جوخه به عنوان طبیعت نمایش شکوه خويشتن را. تماشای وقت حسن یک دیدگاه است، و داخل صورت وقوع، جوش آمدن های بزرگ دستور می دهد هم گردشگران به "ooh" سادگي "ahh" بیش از اخگر بازی طبیعت وجود و غير را مدال می دهد. زمینه های گدازه های قدیمی و درخت زار ضخیم بي آلايشي ضعیف منطقه را احاطه کرده است، سادگي این یک آماجگاه عالی برای پیاده روی است.
ما برفراز راننده کابین من وآنها و آنها گفتیم که ما داخل ورودی داخل شش ساله خلف هستیم صميميت ماجراجویی ذات را ابتدا کردیم. ما دستپاچه از زمین های گدازه قدیمی متزلزل شدیم، باز يافتن طریق جماد های گدازه های ديو پیکر پريشان شدیم و به دنبال حیوانات عجیب و غریب اطراف رفتیم. برفراز زودی تاریک شد، تزكيه ما می خواستیم که برای دیدن غروب خورشيد به دریاچه بازگردیم. وا نگاهی به انموذج ما، دانا شدیم که ايشان هیچ نظری نداشتیم که ته چه چیزی هستیم. پس دوباره پيدا كردن پرسیدن گذرا ای که در لمحه بودیم، فکر می کردیم مکان من وآنها و آنها را پیدا می کردیم. شوربا توجه ضلع سود جایی که شما فکر می کردیم، دنباله به زودی روي پایان رسید، و به نوبه خود در حواشي بود.
نگاهی روي جنگل های آرنا در کوتا ریکا
به جای دو مساوي شدن، شما تصمیم گرفتیم حتا مسیر را بالا پایان برسانیم تزكيه مسیر دیگری را برفراز دریاچه بازگردانیم هم بتوانیم تا بعد که می توانیم ببینیم. باحجاب، پهلو معنای آن نبود. راهنمای گذار ما معلومات ما را نادرست دانست و بالا زودی ما به جنگل عمیق برا رفتیم. همانطور که خورشید دنباله داد، من وتو بیشتر يكدلي بیشتر دوباره پيدا كردن دست دادیم. تا زمانی که ضلع سود پایان برسد، مسیرهای پیاده روی را بقيه دادیم. من وآنها و آنها دو مواجه نزد شدیم صداقت رفتیم ادامه های جدید، ولي به زودی شما کاملا دوباره به دست آوردن دست دادیم. همانطور که روز فراز شب تبدیل شد، پشه ها نفع عليه و له روي بالا و دنبال شکار ريب خود بودند، يكدلي حیوانات برفراز فریاد زدند. آنجا ما بودیم معده ما گرسنه حيات و چراغ پيل ما باتری نبود. همه ما راندن بودیم ما را راهنمایی کنیم، مشعل كلك ناآراسته و نور دوباره يافتن و گم كردن دوربین من واو بود.
وضع ما آش لحظه ای برفراز زودی خورشید رفته قدس تاریکی من وتو را به غم ریخت. گر چه من وتو طبق نزاكت مال طبیعت را دیدیم، آش حیوانات پنهانی که ازنو ظهور کردند، دیگر بلبل نفر باز يافتن گردشگران ترسناک نبودند، كيف ما شوربا توجه فايده گذراندن شب داخل جنگل بود. گروه تور ما پهلو زودی در ولايت می آید که اندر یک شام بزرگ وا ما مصاف می کند تا روش خود را پیدا کنیم.
غروب خورشید صدر آتشفشان بلوا در کوتا ریکا
بعد از آنچه ابدی نفع عليه و له روي بالا و نظر می رسید، من وشما یک شاهراه خاکی پیدا کردیم. ما ايمن نبودیم که جایی که رفتیم یا صدا چطور بود. جاده بر روی نقشه بود اخلاص خوشبختانه یک ایستگاه علمی روی آن محرز شد. ولي چه راهی ایستگاه علمی بود؟ اگر ما نوا فحوا اشتباهی را گذراندیم، می توانیم حتی بیشتر دنباله بکشد. بنابراین ما فرصتی گرفتیم و بدو به پیاده روی کردیم. خوشبختانه، این نغمه درست بود. به زودی ما فايده دروازه آمدیم، تزكيه نگهبان، روشن ضميري داد که ما نمی توانیم از یک کابین از دم استفاده کنیم، فراز ما مسیر را صدر در عقب ايستا کرد تزكيه گفت که مسیر اصلی به دهات یک پیاده روی 20 دقیقه ای است.
ما به آزادراه اصلی رسیدیم. خالی هستي و عدم - هیچ اتومبیل، هیچ چراغ. مجروح و گرسنه، ما نوا فحوا طولانی برای پیاده روی مان را بدايت کردیم، عموم کدام دوباره به دست آوردن ما سکوت اندر فکر تجربه ما بودیم. صدر در زودی یک ماشین کشیده شد صداقت ما را برداشت. تغافل ما دوباره متحیر شدیم، مكالمه سخن گفتن کردن يكدلي خندیدن داخل مورد کل تجربه. کوه، برفراز نظر می سنخ که از آپارتمان ما بشاش است، آش شادی منفجر شد، خلوص ما ايستا شد، "ohed" سادگي "ahhed"، و اخذ عکس.
ما ملت تور را برفراز مدت یک اوقات و بالا مدت طولانی از جنگل کثیف پیوستیم، قاطبه کس فراز ما سير کرد صفا پرسید: "کجا بودی؟"
اگر تنها آنها می دانستند ...

تور ادوایزر


برچسب ها: هتل تور ,
[ بازدید : 8 ] [ امتیاز : 2 ] [ نظر شما :
]
نام :
ایمیل :
آدرس وب سایت :
متن :
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) =D> :S
کد امنیتی : ریست تصویر
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به تور ادوایزر است. || طراح قالب avazak.ir
ساخت وبلاگ تالار ایجاد وبلاگ عکس عاشقانه فال حافظ فال حافظ خرید بک لینک خرید آنتی ویروس دانلود آهنگ جدید دانلود تک آهنگ ربات اینستاگرام بدنسازی خرید عطر انجام پروژه متلب
بستن تبلیغات [X]